کتاب دختران مهتاب
کتاب «دختران مهتاب» نوشته جوخه الحارثی که برگزیده جایزه «من‌بوکر» نویسنده : جوخه الحارثی مترجم : منیژه ژیان تعداد صفحات : 268 صفحه

در این رمان گذشته و حال و آینده مدام در حال جابه‌جا شدن هستند. شخصیت‌پردازی‌ها و تعدد اصوات، این امکان را برای خواننده به وجود می‌آورد که هر حادثه را از چندین زاویه‌ مختلف ببیند و هر بار به چیز تازه‌ای دست پیدا کند. مسائلی که در این رمان مورد چالش قرار می‌گیرند از آن دست دغدغه‌هایی هستند که هر زن و مردی در خاورمیانه آن‌ها را لمس کرده و حتی با آن‌ها درگیر شده‌اند. این رمان این امکان را فراهم می‌کند که خودمان و  مسائل فرهنگی و اجتماعی‌مان را در شخصیت‌های رمان پیدا کنیم و از فضایی بیرونی به خودمان و درون‌مان بنگریم.

در برشی از «دختران مهتاب» نیز می‌خوانیم:
... «من نجیه هستم. قمر . و تو را می‌خواهم.» هنوز و بعد از گذشت سال‌ها صدا و کلماتش در سر عزان طنین‌انداز است. «من نجیه هستم. قمر. و تو را می خواهم.» عزان زنان زیادی را در زندگی‌اش نمی‌شناخت و قطعا زنی به آن شجاعی را هرگز نمی‌شناخت. قمر؟ او باید لقبی فراتر از ماه داشته باشد. او از هرچه که در زندگی دیده و هر چه که خواهد دید زیباتر بود. در شبی مهتابی او را دید گویی حورالعینی بود که خداوند به بندگان باایمانش بشارت داده است. از او دور شد کفش‌هایش را زیر بغل زد و فرار کرد. به هیچ چیز نمی‌توانست فکر کند و با تمام قدرت به سوی العوافی می‌دوید...

تا کنون هیچ نظری ثبت نشده است
برای ثبت نظر ابتدا وارد شوید یا ثبت نام کنید


  • با ما در ارتباط باشید .
  • ایمیل : info@befroush.net

  • تلفن تماس :

اگر می خواهید آخرین اخبار و محصولات را در ایمیل خود دریافت کنید، پس ایمیل خود را وارد نمایید